آن دم که رسی به گوهر ناسفته (1593)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۷
-
اندازه متن
+
آن دم که رسی به گوهر ناسفته
سرها به هم آورده و سرها گفته
کهدان جهان ز باد شد آشفته
برتو بجوی که مست باشی خفته
ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا (4)
ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا خنک آن را که به شب یار و رفیقست خدا
…
مولانا 
