آن روز که عشق با دلم بستیزد (481)
-
اندازه متن
+
آن روز که عشق با دلم بستیزد
جان پای برهنه از میان بگریزد
دیوانه کسی که عاقلم پندارد
عاقل مردی که او ز من پرهیزد
آن روز که عشق با دلم بستیزد
جان پای برهنه از میان بگریزد
دیوانه کسی که عاقلم پندارد
عاقل مردی که او ز من پرهیزد
در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین کاین عین حقیقت است و انوار یقین
حق نیز…
بییار نماند هرکه با یار بساخت مفلس نشد آنکه با خریدار بساخت
مه نور از آن…

