آن روز که کار وصل را ساز آید (482)
-
اندازه متن
+
آن روز که کار وصل را ساز آید
وین مرغ از این قفس بپرواز آید
از شه چو صفیر ارجعی باز شنود
پروازکنان به دست شه بازآید
آن روز که کار وصل را ساز آید
وین مرغ از این قفس بپرواز آید
از شه چو صفیر ارجعی باز شنود
پروازکنان به دست شه بازآید
گفتم عشقت مرا بت و خویش منست غم نیست غم از دل بداندیش منست
گفتا بکمان…
بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت پرباد چرا نبود سرمست چنین دولت
هر…

