آن میوه توی که نادرِ ایامی (1662)
-
اندازه متن
+
آن میوه توی که نادرِ ایامی
بتوان خوردن هزار من در خامی
بر ما مپسند هجر و دشمن کامی
کاخر به تو باز گردد این بدنامی
آن میوه توی که نادرِ ایامی
بتوان خوردن هزار من در خامی
بر ما مپسند هجر و دشمن کامی
کاخر به تو باز گردد این بدنامی
آمدستیم تا چنان گردیم که چو خورشید جمله جان گردیم
مونس و یار غمگنان باشیم گل…
بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت سرمست همیگشت به بازار مرا یافت
پنهان شدم از…

