آن چشم که خون گشت غم او را جفت است (125)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۶
-
اندازه متن
+
آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
زو خواب طمع مدار کو کی خفته است
پندارد کاین نیز نهایت دارد
ای بیخبر از عشق که این را گفته است
ای سنگ ز سودای لبت آبستان (1413)
ای سنگ ز سودای لبت آبستان از سنگ برون کشی تو مکر و دستان
آنجام چو…
مولانا 
