آکادمی پلیکان

آن چشم که خون گشت غم او را جفت است (125)

- اندازه متن +

آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
زو خواب طمع مدار کو کی خفته است

پندارد کاین نیز نهایت دارد
ای بیخبر از عشق که این را گفته است

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×