آن کان نبات و تنگ شکر نامد (487)
-
اندازه متن
+
آن کان نبات و تنگ شکر نامد
وان آب حیات بحر گوهر نامد
گفتم بروم به عشوه دمها دهمش
چون راست بدیدمش دمم برنامد
آن کان نبات و تنگ شکر نامد
وان آب حیات بحر گوهر نامد
گفتم بروم به عشوه دمها دهمش
چون راست بدیدمش دمم برنامد
بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت
باری دل من…

