آن کان نبات و تنگ شکر نامد (487)
-
اندازه متن
+
آن کان نبات و تنگ شکر نامد
وان آب حیات بحر گوهر نامد
گفتم بروم به عشوه دمها دهمش
چون راست بدیدمش دمم برنامد
آن کان نبات و تنگ شکر نامد
وان آب حیات بحر گوهر نامد
گفتم بروم به عشوه دمها دهمش
چون راست بدیدمش دمم برنامد
مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو در آن بهشت و گلستان و سبزه زار بجو
العشق یقول لی تزین الزینه عندنا تیقن
لا تنظر غیرنا فتعمی لا تله عن الیقین بالظن
…

