از آتش عشق در جهان گرمیها (7)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۹
-
اندازه متن
+
از آتش عشق در جهان گرمیها
وز شیر جفاش در وفا نرمیها
زان ماه که خورشید از او شرمندهست
بیشرم بود مرد چه بیشرمیها
ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده (2313)
ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده
مولانا 
