از صنع برآیم بر صانع باشم (1134)
-
اندازه متن
+
از صنع برآیم بر صانع باشم
حاشا که زبون هیچ مانع باشم
چون مطبخ حق ز لوت مالامالست
تا چند به آب گرم قانع باشم
از صنع برآیم بر صانع باشم
حاشا که زبون هیچ مانع باشم
چون مطبخ حق ز لوت مالامالست
تا چند به آب گرم قانع باشم
فرود آ تو ز مرکب بار میبین وجودت را تو پود و تار میبین
هر آن…
در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد همچو سرو این تن من بیدل و جان برخیزد

