افکند مرا دلم به غوغا و گریخت (161)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۶
-
اندازه متن
+
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت
و آن شغال رنگرنگ آمد نهفت (22-3)
بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود
…
مولانا 
