افکند مرا دلم به غوغا و گریخت (161)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۶
-
اندازه متن
+
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت
بگویم خفیه تا خواجه نرنجد (672)
بگویم خفیه تا خواجه نرنجد که آن دلبر همی در بر نگنجد
ز مستی من ترازو…
مولانا 
