امروز همه روز به پیش نظرم (1144)
-
اندازه متن
+
امروز همه روز به پیش نظرم
او بود از آن خراب و زیر و زبرم
از غایت حاضری چنین مهجورم
وز قوت آن بیخبری بیخبرم
امروز همه روز به پیش نظرم
او بود از آن خراب و زیر و زبرم
از غایت حاضری چنین مهجورم
وز قوت آن بیخبری بیخبرم
عمریست که جان بنده بیخویشتن است و انگشتنمای عالمی مرد و زن است
برخاستن از جان…
آن کس که بر آتش جهانم بنهاد صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
چون شش جهتم…

