این بنده مراعات نداند کردن (1428)
-
اندازه متن
+
این بنده مراعات نداند کردن
زیرا که به گل رفته فرو تا گردن
این مستی ما چو مستی مستان نیست
پیداست حد مستی افیون خوردن
این بنده مراعات نداند کردن
زیرا که به گل رفته فرو تا گردن
این مستی ما چو مستی مستان نیست
پیداست حد مستی افیون خوردن
هذا سیدی، هذا سندی هذا سکنی، هذا مددی
هذا کنفی، هذا عمدی هذا ازلی، هذا ابدی
…
چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی عسل از شیر نگریزد تو هم باید که نگریزی
…

