این بنده مراعات نداند کردن (1428)
-
اندازه متن
+
این بنده مراعات نداند کردن
زیرا که به گل رفته فرو تا گردن
این مستی ما چو مستی مستان نیست
پیداست حد مستی افیون خوردن
این بنده مراعات نداند کردن
زیرا که به گل رفته فرو تا گردن
این مستی ما چو مستی مستان نیست
پیداست حد مستی افیون خوردن
دلا گر مرا تو ببینی ندانی به جان آتشینم به رخ زعفرانی
دل از دل بکندم…
ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است چون مینزند رهی ره او که زده است

