ای اشک روان بگو دلافزای مرا (16)
-
اندازه متن
+
ای اشک روان بگو دلافزای مرا
آن باغ و بهار و آن تماشای مرا
چون یاد کنی شبی تو شبهای مرا
اندیشه مکن بیادبیهای مرا
ای اشک روان بگو دلافزای مرا
آن باغ و بهار و آن تماشای مرا
چون یاد کنی شبی تو شبهای مرا
اندیشه مکن بیادبیهای مرا
درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا نه رنج اره کشیدی نه زخمهای جفا
نه…
وجود من به کف یار جز که ساغر نیست نگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیست

