ای جمله جهان بروی خوبت نگران (1399)
-
اندازه متن
+
ای جمله جهان بروی خوبت نگران
جان مردان ز عشق تو جامه دران
با این همه نزدیک همه پرهنران
دیوانگی تو به ز عقل دگران
ای جمله جهان بروی خوبت نگران
جان مردان ز عشق تو جامه دران
با این همه نزدیک همه پرهنران
دیوانگی تو به ز عقل دگران
ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده اجزای مرا چشمت اصحاب نظر کرده
باد…
بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی فغان برخاست از جانهای مجنونان روحانی
میان نعرهها بشناخت آواز…

