ای جمله جهان بروی خوبت نگران (1399)
-
اندازه متن
+
ای جمله جهان بروی خوبت نگران
جان مردان ز عشق تو جامه دران
با این همه نزدیک همه پرهنران
دیوانگی تو به ز عقل دگران
ای جمله جهان بروی خوبت نگران
جان مردان ز عشق تو جامه دران
با این همه نزدیک همه پرهنران
دیوانگی تو به ز عقل دگران
اِی دل چه اندیشیدهای در عُذرِ آن تقصیرها؟ زان سوی او چندان وَفا زین سوی تو چندین جَفا
…
گفتم که ز عشقت شدهام دیوانه زنجیر ترا به خواب بینم یا نه
گفتا که خمش…

