ای در طلب گرهگشائی مرده (1607)
-
اندازه متن
+
ای در طلب گرهگشائی مرده
در وصل بزاده وز جدائی مرده
ای در لب بحر تشنه در خواب شده
و اندر سر گنج از گدائی مرده
ای در طلب گرهگشائی مرده
در وصل بزاده وز جدائی مرده
ای در لب بحر تشنه در خواب شده
و اندر سر گنج از گدائی مرده
ای جان لطیف بیغم عشق مساز در هر نفسش هزار روزه است و نماز
پیداست سراپا…
ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم ما کر و فر سعادت نه ز…

