ای ماه اگرچه روشن و پرنوری (1754)
-
اندازه متن
+
ای ماه اگرچه روشن و پرنوری
از روشنی روی بت من دوری
وی نرگس اگرچه تازه و مخموری
رو چشم بتم ندیدهای معذوری
ای ماه اگرچه روشن و پرنوری
از روشنی روی بت من دوری
وی نرگس اگرچه تازه و مخموری
رو چشم بتم ندیدهای معذوری
گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر ور سپارم هر دمی جان دگر بسپرده گیر
…
اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر زیرا برهنهای تو و اندیشه زمهریر
اندیشه میکنی که…

