بر خسته دلان راه ملامت می زن (1438)
-
اندازه متن
+
بر خسته دلان راه ملامت می زن
هردم زخمی فزون ز طاقت می زن
آتش می زن به هر نفس در جانی
واندر همه دم دم فراغت می زن
بر خسته دلان راه ملامت می زن
هردم زخمی فزون ز طاقت می زن
آتش می زن به هر نفس در جانی
واندر همه دم دم فراغت می زن
بنمای بمن رخ ای شمع طراز تا ناز کنم نه روزه دارم نه نماز
تا با…
ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی فالقهوة من شرطی، لاالتوبة من شانی
ریحان به سفال اندر…

