بستم سر خم باده و بوی برفت (248)
-
اندازه متن
+
بستم سر خم باده و بوی برفت
آن بوی بهر ره و بهر کوی برفت
خون دلها ز بوش چون جوی برفت
زان سوی که آمد به همان سوی برفت
بستم سر خم باده و بوی برفت
آن بوی بهر ره و بهر کوی برفت
خون دلها ز بوش چون جوی برفت
زان سوی که آمد به همان سوی برفت
خدایگان جمال و خلاصه خوبی به جان و عقل درآمد به رسم گل کوبی
بیا بیا…

