بستم سر خم باده و بوی برفت (248)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۶
-
اندازه متن
+
بستم سر خم باده و بوی برفت
آن بوی بهر ره و بهر کوی برفت
خون دلها ز بوش چون جوی برفت
زان سوی که آمد به همان سوی برفت
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
آرزو شد او را که شما را ببین (8)
گفتیم آرزو شد او را که شما را ببیند و میگفت که میخواهم که خداوندگار را بدیدمی. خداوندگار فرمود که…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
