بگذشت سوار غیب و گردی برخاست (249)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۶
-
اندازه متن
+
بگذشت سوار غیب و گردی برخاست
او رفت ز جای و گرد او هم برخاست
تو راست نگر نظر مکن از چپ و راست
گردش اینجا و مرد در دار بقاست
گفت صوفی چون ز یک کانست زر (50-6)
بخش ۵۰ - سؤال کردن آن صوفی قاضی را
گفت صوفی چون ز یک کانست…
مولانا 
