تا چند ز جان مستمند اندیشی (1812)
-
اندازه متن
+
تا چند ز جان مستمند اندیشی
تا کی ز جهان پرگزند اندیشی
آنچه از تو ستد همین کالبد است
یک مزبله گو مباش چند اندیشی
تا چند ز جان مستمند اندیشی
تا کی ز جهان پرگزند اندیشی
آنچه از تو ستد همین کالبد است
یک مزبله گو مباش چند اندیشی
بنمای بمن رخ ای شمع طراز تا ناز کنم نه روزه دارم نه نماز
تا با…
کردم با کان گهر آشتی کردم با قرص قمر آشتی
خمرهٔ سرکه ز شکر صلح خواست…

