تا چند ز جان مستمند اندیشی (1812)
-
اندازه متن
+
تا چند ز جان مستمند اندیشی
تا کی ز جهان پرگزند اندیشی
آنچه از تو ستد همین کالبد است
یک مزبله گو مباش چند اندیشی
تا چند ز جان مستمند اندیشی
تا کی ز جهان پرگزند اندیشی
آنچه از تو ستد همین کالبد است
یک مزبله گو مباش چند اندیشی
این تنهائی هزار جان بیش ارزد این آزادی ملک جهان بیش ارزد
در خلوت یک زمانه…
کس نیست به غیر از او در این جمله جهان نی زشت و نه نیکو و نه پیدا…

