جانا صفت قدم ز ابروت بپرس (979)
-
اندازه متن
+
جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
آشفتگیم ز زلف هندوت بپرس
حال دلم از دهان تنگت بطلب
بیماری من ز چشم جادوت بپرس
جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
آشفتگیم ز زلف هندوت بپرس
حال دلم از دهان تنگت بطلب
بیماری من ز چشم جادوت بپرس
ای دل اگرت طاقت غم نیست برو آوارهٔ عشق چون تو کم نیست برو
ای جان…
از بانگ سرافیل دمیده است رباب تا زنده و تازه کرده دلهای کباب
آن سوداها که…

