جانا صفت قدم ز ابروت بپرس (979)
-
اندازه متن
+
جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
آشفتگیم ز زلف هندوت بپرس
حال دلم از دهان تنگت بطلب
بیماری من ز چشم جادوت بپرس
جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
آشفتگیم ز زلف هندوت بپرس
حال دلم از دهان تنگت بطلب
بیماری من ز چشم جادوت بپرس
اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران…
روزی که خیال دلستان رقص کند یک جان چکند که صد جهان رقص کند
هر پرده…

