در باغ در نیامدم گرد آور (894)
-
اندازه متن
+
در باغ در نیامدم گرد آور
درویش و تهی روم من راهگذر
خواهی که برون روم مرا بگشا در
ور نگشائی گمان بد نیز مبر
در باغ در نیامدم گرد آور
درویش و تهی روم من راهگذر
خواهی که برون روم مرا بگشا در
ور نگشائی گمان بد نیز مبر
هله آن به که خوری این می و از دست روی تا به هر جا که روی خوشدل…
اگر سزای لب تو نبود گفته من برآر سنگ گران و دهان من بشکن
چو طفل…

