در خاک در وفای آن سیمین بر (895)
-
اندازه متن
+
در خاک در وفای آن سیمین بر
میکار دل و دیده میندیش ز بر
از من بشنو تا نشوی زیر و زبر
والله که خبر نداری از زیر و زبر
در خاک در وفای آن سیمین بر
میکار دل و دیده میندیش ز بر
از من بشنو تا نشوی زیر و زبر
والله که خبر نداری از زیر و زبر
آن دل که گم شدهست هم از جان خویش جوی آرام جان خویش ز جانان خویش جوی
دیده خون گشت و خون نمیخسبد دل من از جنون نمیخسبد
مرغ و ماهی ز من…

