دی بود چنان دولت و جان افروزی (1880)
-
اندازه متن
+
دی بود چنان دولت و جان افروزی
و امروز چنین آتش عالم سوزی
افسوس که در دفتر ما دست خدا
آن را روزی نبشت این را روزی
دی بود چنان دولت و جان افروزی
و امروز چنین آتش عالم سوزی
افسوس که در دفتر ما دست خدا
آن را روزی نبشت این را روزی
شبی که دررسد از عشق پیک بیداری بگیرد از سر عشاق خواب بیزاری
ستاره سجده کند…
بر منبرست این دم مذکر مذکر چون چشمه روانه مطهر مطهر
بر منبری بلندی دانای هوشمندی…

