رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو (1569)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۷
-
اندازه متن
+
رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو
تا با تو چرا رود به گرمابه فرو
آن در سر زلف تو چرا آویزد
وین بر کف پای تو جرا مالدرو
مرا اندر جگر بنشست خاری (2715)
مرا اندر جگر بنشست خاری بحمدالله ز باغ او است باری
یکی اقبال زفتی یافت جانم…
مولانا 
