آکادمی پلیکان

رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو (1569)

- اندازه متن +

رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو
تا با تو چرا رود به گرمابه فرو

آن در سر زلف تو چرا آویزد
وین بر کف پای تو جرا مالدرو

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×