آکادمی پلیکان

سیر گشتم ز نازهای خسان (2101)

- اندازه متن +

سیر گشتم ز نازهای خسان
کم زنم من چو روغن به لسان

بعد از این شهد را نهان دارم
تا نیفتند اندر او مگسان

خویش را بعد از این چنان دزدم
که نیابند مر مرا عسسان

هر زمان جانب دگر تازم
بی‌رفیقان و صاحبان و کسان

ای خدا در تو چون گریخته‌ام
این چنین قوم را به من مرسان

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×