شور آوردم که گاو گردون نکشد (745)
-
اندازه متن
+
شور آوردم که گاو گردون نکشد
دیوانگیی که صد چو مجنون نکشد
هم من بکشم که شور تو جان منست
جان خود را بگو کسی چون نکشد
شور آوردم که گاو گردون نکشد
دیوانگیی که صد چو مجنون نکشد
هم من بکشم که شور تو جان منست
جان خود را بگو کسی چون نکشد
چشم مستت ز عادت خماری افغان که نهاد رسم تنها خواری
چون می مددیست این بخیلیت…
ماییم و توی و خانه خالی برخیز هنگام ستیز نیست ای جان مستیز
چون آب و…

