آکادمی پلیکان

منم فتنه هزاران فتنه زادم (1501)

- اندازه متن +

منم فتنه هزاران فتنه زادم
به من بنگر که داد فتنه دادم

ز من مگریز زیرا درفتادی
بگو الحمدلله درفتادم

عجب چیزی است عشق و من عجبتر
تو گویی عشق را خود من نهادم

بیا گر من منم خونم بریزید
که تا خود من نمردم من نزادم

نگویم سر تو کان غمز باشد
ولی ناگفته بندی برگشادم

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×