منم فتنه هزاران فتنه زادم (1501)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۳
-
اندازه متن
+
منم فتنه هزاران فتنه زادم
به من بنگر که داد فتنه دادم
ز من مگریز زیرا درفتادی
بگو الحمدلله درفتادم
عجب چیزی است عشق و من عجبتر
تو گویی عشق را خود من نهادم
بیا گر من منم خونم بریزید
که تا خود من نمردم من نزادم
نگویم سر تو کان غمز باشد
ولی ناگفته بندی برگشادم
شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را (195)
شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را چون با زنی برانی سستی دهد میان را
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
