من سیر نگشتهام ز تو یار هنوز (967)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۱۵
-
اندازه متن
+
من سیر نگشتهام ز تو یار هنوز
وامم داری نبات بسیار هنوز
گر از سر خاک من برآید خاری
لب بگشاید به عشقت آن خار هنوز
رهید جان دوم از خودی و از هستی (3082)
رهید جان دوم از خودی و از هستی شدهست صید شهنشاه خویش در مستی
زهی وجود…
مولانا 
