من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم (1331)
-
اندازه متن
+
من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
از نازش معشوقه خودکام شدم
در هر نفسی پخته شدم خام شدم
در هر قدمی دانه شدم دام شدم
من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
از نازش معشوقه خودکام شدم
در هر نفسی پخته شدم خام شدم
در هر قدمی دانه شدم دام شدم
در کوی غم تو صبر بیفرمانست در دیده ز اشک تو بر او حرمانست
دل راز…
یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال
قد رجعنا…

