آکادمی پلیکان

در کوی غم تو صبر بی‌فرمانست (312)

- اندازه متن +

در کوی غم تو صبر بی‌فرمانست
در دیده ز اشک تو بر او حرمانست

دل راز تو دردهای بی‌درمانست
با این همه راضیم سخن در جانست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×