آکادمی پلیکان

همتم شد بلند و تدبیرم (1757)

- اندازه متن +

همتم شد بلند و تدبیرم
جز به پیش تو من نمی‌میرم

تو دهانم گرفته‌ای که خموش
تو دهان گیر و من جهان گیرم

زان ز عالم ربوده‌ام حلقه
که به دست توست زنجیرم

پیر ما را ز سر جوان کرده‌ست
لاجرم هم جوان و هم پیرم

چون گشاد من از کمان تو است
راست رو خصم دوز چون تیرم

با گشادت چه جای تیر و کمان
هر دو را بشکنم بنپذیرم

دیدن غیر تو نفاق بود
من نه مرد نفاق و تزویرم

با من آمیختی چو شکر و شیر
چون شکر در گداز از آن شیرم

طاقتم طاق شد ز جفتی خویش
در میفکن دگر به تأخیرم

درد تأخیر چون برآرد دود
بر رَود تا اثیر تأثیرم

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×