همتم شد بلند و تدبیرم (1757)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۲۸
-
اندازه متن
+
همتم شد بلند و تدبیرم
جز به پیش تو من نمیمیرم
تو دهانم گرفتهای که خموش
تو دهان گیر و من جهان گیرم
زان ز عالم ربودهام حلقه
که به دست توست زنجیرم
پیر ما را ز سر جوان کردهست
لاجرم هم جوان و هم پیرم
چون گشاد من از کمان تو است
راست رو خصم دوز چون تیرم
با گشادت چه جای تیر و کمان
هر دو را بشکنم بنپذیرم
دیدن غیر تو نفاق بود
من نه مرد نفاق و تزویرم
با من آمیختی چو شکر و شیر
چون شکر در گداز از آن شیرم
طاقتم طاق شد ز جفتی خویش
در میفکن دگر به تأخیرم
درد تأخیر چون برآرد دود
بر رَود تا اثیر تأثیرم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
آن ذره که جز همدم خورشید نشد (469)
آن ذره که جز همدم خورشید نشد بر نقد زد و سخرهٔ امید نشد
عشقت به…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
