آکادمی پلیکان

هم ایثار کردی هم ایثار گفتی (3121)

- اندازه متن +

هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
که از جور دوری و با لطف جفتی

چراغ خدایی به جایی که آیی
حیات جهانی به هر جا که افتی

تو قانون شادی به عالم نهادی
چه‌ها بخش کردی چه درها که سفتی

ولیکن ز مستان به مکر و به دستان
شرابیست نادر که آن را نهفتی

به بازار راعی چه نادرمتاعی
به جان ار فروشی یکی عشوه مفتی

به زیر و به بالا تو بودی معلا
فلک را دریدی چمن را شکفتی

به صورت ز خاکی و زین خاک پاکی
چو پاکان گردون نخوردی نخفتی

تو کن شرح این را که در هر بیانی
چو با دل جنوبی غبارات رفتی

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×