گرچه تو نیم شب رسیدستی (3152)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱
-
اندازه متن
+
گرچه تو نیم شب رسیدستی
صبح عشاق را کلیدستی
ناپدیدی چو جان در این عالم
در جهان دلم پدیدستی
همه شب جان تو را شود قربان
ز آن که تو بامداد عیدستی
ز آدمی چون پری رمیدم من
تا ز من ای پری رمیدستی
در مزیدم چو دولت منصور
چون مرا تو ابایزیدستی
ای بسا نازکان و خامان را
چون من سوخته پزیدستی
شمس تبریز سرمه دیگر
در دو دیده خرد کشیدستی
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند (710)
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون…
مولانا 
