آکادمی پلیکان

گرچه تو نیم شب رسیدستی (3152)

- اندازه متن +

گرچه تو نیم شب رسیدستی
صبح عشاق را کلیدستی

ناپدیدی چو جان در این عالم
در جهان دلم پدیدستی

همه شب جان تو را شود قربان
ز آن که تو بامداد عیدستی

ز آدمی چون پری رمیدم من
تا ز من ای پری رمیدستی

در مزیدم چو دولت منصور
چون مرا تو ابایزیدستی

ای بسا نازکان و خامان را
چون من سوخته پزیدستی

شمس تبریز سرمه دیگر
در دو دیده خرد کشیدستی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×