گر عاشق زار روی تو نیستمی (1922)
-
اندازه متن
+
گر عاشق زار روی تو نیستمی
چندان به در سرای تو نه ایستمی
گفتی که مایست بردرم خیز برو
ای دوست اگر نه ایستمی نیستمی
گر عاشق زار روی تو نیستمی
چندان به در سرای تو نه ایستمی
گفتی که مایست بردرم خیز برو
ای دوست اگر نه ایستمی نیستمی
رفتم تصدیع از جهان بردم بیرون شدم از زحیر و جان بردم
کردم بدرود همنشینان را…
ماجرای مرد و زن را مَخلَصی…

