گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی (1923)
-
اندازه متن
+
گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی
روی عاشق چنین مزعفر نبدی
گر آنکه صدف را غم گوهر نبدی
بگشاده لب و عاشق و مضطر نبدی
گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی
روی عاشق چنین مزعفر نبدی
گر آنکه صدف را غم گوهر نبدی
بگشاده لب و عاشق و مضطر نبدی
عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا
با هشیاری غصهٔ…
دل هرچه در آشکار و پنهان گوید زانموی چو مشک عنبرافشان گوید
این آشفته است و…

