مرغ جایی رود که چینه بود (28)
-
اندازه متن
+
مرغ جایی رود که چینه بود
نه به جایی رود که چی نبود
مرغ جایی رود که چینه بود
نه به جایی رود که چی نبود
پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت: این فرزند توست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. ادیب…
به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان که آن به خیالی مبدل شود و این به…

