کس نیست که مهر تو درو شاید بست (4)
-
اندازه متن
+
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
پس پیش تو ناچار کمر باید بست
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
پس پیش تو ناچار کمر باید بست
مشتزنی را حکایت کنند که از دهرِ مخالف به فغان آمده و حلقِ فراخ از دستِ تنگ به جان رسیده،…
پارسایی را دیدم به محبّتِ شخصی گرفتار، نه طاقتِ صبر و نه یارایِ گفتار. چندان که ملامت دیدی و غَرامت…

