کس نیست که مهر تو درو شاید بست (4)
-
اندازه متن
+
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
پس پیش تو ناچار کمر باید بست
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
پس پیش تو ناچار کمر باید بست
حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بی گناه را دشمن میدارد
مردکی خشک مغز را…
دستوپابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰانَالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرارسید از…

